من بازم اومدم
میخواستم یه خبر خوب بدم و برم
خاله سانازم امروز اومده خونمون .میخواد چند روز اینجا باشه کمک مامانم کنه
این مامان تنبل منم فقط میخواد به کار روزانش که خوردن و خوابیدنه برسه
بیچاره خاله نانای (ساناز)خودم
الانم داره کارای خونه رو میکنه
مامانمم با سرعت نور میوه هارو فلج میکنه

حالی میده داشتن همچین خاله نازو تپلی
خوب اینم از خبر توپ من
من برم به آب میوه خوردنم برسم 
بااجازه 
حالتون چه طوره؟
امروز من هیچ خاطره جالبی ندارم که براتون
تعریف کنم.
ولی میخوام کلی عکس های خوشگل براتون بزارم
یه بوس به من میدی؟

اینم یه عشق جاویدان!
اینم یه مدل دیگه! (قورباغه ایی)
اینم مدل زرافه ایی!

تا بعد....

اه حوصله ام سر رفته![]()
مامانم داره درس می خونه
.فردا امتحان داره .اونم دوتا.ااه
مردم از بس که داره اسم فسیل تکرار
میکنه من گیج شدم
بیچاره خودش.دلم واسش میسوزه.
تازه هر دقیقه ام من یه سیخونک بهش
میزنم
باید بره دستشویی و گلاب به روتون بشه
منم خسته شدم
گفتم بیام یه کم با شما حرف بزنم
این منم منتظرم کی نوبتم میشه تا بیام دنیا!!!!!!!!

خوب من برم.ولی قبلش


میخوام یه قضیه جالبی براتون تعریف کنم![]()
چون من اینجا خیلی تنهام همیشه با خودم فکر میکنم شمام بودید همین کارو میکردید
.خوب
اصلا همزبون ندارم فقط تنها کسی که گاهی اوقات با من حرف میزنه و منو از تنهایی در مییاره 
بابای مهربونمه اونم که حرف زدنش دو سه کلمه است
یا سلام میکنه یا وقتی میخواد بره بیرون از خونه خداحافظی میکنه.صبحام همیشه صبح بخیر....
شبام شب بخیر میگه!البته همه اینارو با یه بوس محکم میگه!
خوب داشم چی میگفتم....؟ آهان آره یه روزکه سخت مشغول فکر کردن بودم.داشتم به این موضوع فکر
میکردم اگه من یه روز یه چیزی ببینم و دلم بخواد باید به کی بگم؟
اصلا کی زبون منو میفهمه
هر چه قدرم گریه کنم
کسی صدامو نمیشنوه ! باید چی کار کنم؟اون روز گذشت
و راستشو بخواید من به هیچ نتیجه ای نرسیدم
تا یه روز که داشتم همراه مامانم از بیرون میومدم خونه .مامانم که وارد حیاط شد
وای وای چی بگم باورتون نمیشه
روزی درخت انجیرمون چندتا انجیر خوشگل و رسیده داشتن به من چشمک میزدن
وای اگه بدونید چه قدر دلم میخواست ولی من که دستم به هیچ جا نمیرسید
حسابی بغض کرده بودم.ولی از اونجایی که خیلی مغرورم نذاشتم اشکم بیاد
نکته جالب اینجا بود که شب که داشتم مزه هلویی که مامان میخورد و مزه
میکردم و حسابی حال میکردم
شنیدم مامانم به بابا حمیدم گفت امروز انجیرهای
حیاطو دیده وخیلی دلش میخواسته...!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نزدیک بود شاخم در بیاد
آب هلو توی گلوم گیر کرد و یک ساعت سرفه کردم![]()
همون شبم که دیشب بود بابا جونم قول داد فردا بعد از ظهر که اومد چند تا از
اون خوشمزه هاشوبرای مامان جونه خودم بچینه (البته برای من نه مامانم)!
هنوز بابا جونم نیومده خونه که من اون انجیرهای خوشمزه رو بخورم
ولی خیلی منتظرم.راستی چقدر وقتی آدم منتظره ساعت دیر میره![]()
اینم از خاطره امروز من
اینم بگم که خیلی ناراحتم میدونید چرا؟![]()
شما هیچ کدومتون به من در مورد اسمم چیزی نگفتید حتی یه نظر کوچولوام ندادید
فقط خاله مهربون و خوشگل خودم نظر داد![]()
حتما برای این پستم نظر بدید دلم میشکنه اگه ندید .هان!!!![]()
اینم یه عکس خوشگل حالشو ببرید

میخوام یه کم از خودم واسطون بگم!
من یه موجود کوچولو هستم
حتی از اون چیزی که شما فکر میکنید کوچولو ترم
من فقط ۵/۱ ماهه ام...![]()
نه... ۵/۱ ماه نیست که به دنیا اومدم!۵/۱ ماهه که به وجود اومدم
بله درست حدس زدید من هنوز به دنیا نیومدم
اسمم تازه دیروز انتخاب شد اینو از صحبت مامانم با خاله مینا و خاله ساناز فهمیدم!![]()
مامانم وبابا حمیدم اسم منو هیوا انتخاب کردن.خیلی اسم نازیه نه؟![]()
جالبه که هنوز هیچ کس نمی دونه من دخترم یا پسر![]()
ولی اینا همش فکر میکنن من دخترم.به نظر شما من دختر خوشگلی ام؟
حتما از خودتون سوال میکنید که من از حالا چه جوری وبلاگ نویس شدم
خوب دیگه.ما اینیم!به قول عمه فروغم این چیزا ژنتیکیه...!
این روزا مامانم حالش اصلا خوب نیست.میدونید همش گلاب به روتون ....میشه
آخی خیلی دلم براش میسوزه
.اینام همش از یومن ورود منه...
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ............آخ آخ...سوختم...مامانننننننننننننننننننننننننننن
مامان سوختم
داره چای میخوره! 
مامان من این روزا خیلی پر خور شده بهونش هم اینه که من باید بزرگ شم
ولی از شما چه پنهون خودش همشو میخوره به منم هیچی نمیده
این بابا حمیدم هم همش لوسش میکنه.همش نازشو میکشه.![]()
روزی ۱۰۰ بار زنگ میزنه حالشو میپرسه.مامانم هی خودشو لوس میکنه
دکتر دیروز به مامانم گفت من بهمن ماه به دنیا می یام
من خیلی ترسیده بودم.آخه اینجا خیلی امنه.خیلی هم گرمه
من از این دنیا که شما هستید خیلی میترسم.
میگن خیلی بزرگ و وحشتناکه....نظر شما چیه؟
خوب دیگه فکر میکنم واسه امروز کافی باشه
اگه میخواید از دنیایه کوچولوی من سر در بیارید حتما هنوزم به من سر بزنید
البته از شنیدن پیشنهاداتون درباره اسمم خیلی خوشحال میشم!
مامانو بابا حمیدم حتما ار پیشنهادهای شما استقبال میکنن