تبليغاتX
خاطرات نی نی رامونا
رامونا با این سن کمش درسای  بزرگ و مهمی به من داده

دوتا درس مهم که خیلی از ادما برای رسیدن به این درسا گاهی اوقات عمر و جوانی و مال  و خانواده و خیلی چیزای دیگرو می دن تا بهش برسن

معلم کوچولو ی من بهم یاد داه برای رسیدن به هدفم همه جور تلاشی  بکنم خودمو به اب و اتیش بزنم تا به اون چیزی که می خوام برسم

رامونا خانم وقتی چیزی رو می خواد همه تلاششو می کنه تا به اون چیزی که نظر شو جلب کرده برسه و بهش دست بزنه یا بخوردش و اگه  نشود لااقل به لثه هاش بسابه اما درس دومی که من از رامونا گرفتم اینه که برخلاف رامونا برای رسیدن به هدفم جوانب کارمم بسنجم مسیرمو ببینم وخطراتو در نظر بگیرم و مثل رامونا برای اون چیزی که دلمو برده پا روی همه چیز نزارم
اخه دخمل کوچولوی من اگه سر راهش اتیش باشه یایه گودال عمیق هیچ  کدومو نمی بینه و فقط به اون چیزی که می خواد خیره می شه و سرعت می گیره!!

+ نوشته شده در  86/07/25ساعت 22:18  توسط نی نی رامونا  | 

من یه خاله مهربون دارم که از قضا  خیلی خیلی ام دوسش دارم.اسم خاله خوشگل من جادوگر ه!

نه نه نترسید  از اون جادوگر ها نیست که مثلا یه شاهزاده خوشگلو قورباغه بکنه اون جادوگر خوبیه کارای خوب خوبم میکنه مثلا دخترایی که بختشون بسته است باز میکنه یا دعای مهر و محبت میده به زنا  تا  شوهراشون بهشون عشق بورزن و خلاصه از این جور کارا . جدیدا یه دستور لاغری داده به اسم رژیم لاغری فوری و فوتی که خیلی ام موثره و تازه تر از اون این که قبول شده کارشناسی رشته جادوگر شناسی و خیلی ام خوشحاله . این  خاله جادوگر مهربون ما  توی شهر بز کار میکنه نمی دونم کجاست ولی فکر کنم اسم کارگاهش باشه  شمام میتونید بهش سر بزنید ادرسش اینه  http://www.azi-nazi.blogfa.com/  

خلاصه این که این خاله مهربون ما چند روز پیش اومده بودو به من سر زد و این نصایح ارزشمندو واسم نوشته بود .دوست دارم شمام بخونید و توی یه تصمیم مهم به من کمک کنید

اینم حرفای خاله جادوگر ما:

.سلام خوشمله خودم....چی طوری ؟؟(منظورش منم هان)
چی سرت شلوغه ؟؟؟ کار داری؟؟ مگه داری چی کار میکنی؟؟
چــــــــــی ؟؟؟!!!! داری مامانتو اذیت میکنی...!!!
اخ اخ چه دخمل بدی ....چــــی ...؟؟
من یادت دادم....!!!!!
اِ...اِ....اِ...داره دروغ میگه...به جون خودم....
بچه به این کوچیکی نباید دروغ بگه.....عـیــــبـــه....زشته....
چـــــی دروغگو خودمم.....کـــــــــــــــی مــــــــن ؟؟؟؟؟!!!!!
من گفتم مامانتو اذیت کن حال میده.....؟؟؟

چرا جو سازی میکنی رها؟؟؟نگو اینارو به مامانت....پس فردا رام نمیده بیام دم در بلاگت باهم بازی کنیم....
فکرشو بکن.....من نباشم چقد بـــــد میشه.....اونوقت دیگه نیستم بیام با هم با مامانت دعوا کنیم....
نیستم بیام اینجا لوست کنم بگم اصلن اصلن دخمل بدی نیستی که نمیذاری مامانت شبا راحت بخوابه..

نیستم کارای بد بد یادت بدم.......گولت بزنم تند تند تو پوشک و مای بیبیت ...پی پی کنی......جیشو کنی....
پره پر توش گلاب به روت اسهالی کنی....مامان غصه بخوره که نی نیش مریض شده....جوش بزنه.....لاغر بشه
نیستم ببینم کی دندونای کوچولوی خوشگلت بیادبیرون از اون زیر زیرا.....تب کنی دو سه روز....
نیستم اش دندونیتو بخورم......بعد به قد و بالات نیگا کنم بگم چقده ناز شدی عسلکم......
نیستم اینجا بگم بزرگ که شدی تخم مرغ سالم نذار تو یخچال تا مامانت باشه هوس دختر نزنه به کله اش.....
نیستم ببینم مامانت اخی های تو دماغتو به زور در میاره...تو جیق بنفش میکشی.....
نیستم یادت بدم رژ صورتییه مامانو به جای ماژیک بکشی رو دیوار تا استعدادات شکوفا بشه....بعد مامان بدونه با تو....

نیستم یادت بدم هر وعده که مامانی میبرت بهداشت امپولتو بزنه کلی غربت بازی در بیار اونجا..
تا همه جیگرشون واست کباب بشه و مامانی هم از عذاب وجدان خوابش نبره....
نیستم ببینم جای امپولت میسوزه ....بعد تو داغ میشی ...تب میکنی....
نیستم بهت بگم تو رو از مامانت خیلی خیلی بیشتر دوس دارم....بعد مامان نیلیت از حسودی بترکه بگه بووووووم
نیستم ببینم تو بزرگ شدی دندون داری ولی مامان بهت شکلات نمیده بخوری چون دندونات خراب میشه
نیستم ببینم تبلد میشی ....خاله ساناز برات جایزه میاره...یه عالمه گنده گنده ها.....
نیستم ببینم خوش به حالت شده یه عالمه عروسک داری ....بعد باهاشون بازی میکنی....منم بازی نمیدی
منم قهر کنم برم مامانمو برات بیارم....بعد اقای پدر با کمربند بزنت ...که بنفش بشی ...بعد صدات کنن بنفشه...!!!!
حالا دیدی اگه من اینجا نباشم چه اتفاقات ناگواری میفته......پس دخمل خوبی باش به مامانتم هیچی نگو...خب؟؟؟!!!

پایان

حالا به نظر شما من کدوم لپ این خاله مهربونمو زودتر از اون یکی ماچ کنم؟

+ نوشته شده در  86/07/02ساعت 23:8  توسط نی نی رامونا  |