تبليغاتX
خاطرات نی نی رامونا - من به دنیا اومدم!
سلام       سلام       سلام

من دوباره اومدم با تاخیری حدود ۱۴ ماه

می دونم دل همه تون واسم تنگیده     

خبرای خوبی واسطون دارم

اولیش لینکه من اومدم             کجا؟           خوب معلومه"به دنیا"

دومیش اینکه حدس مامانو بابام درست بود

من یه دخمل ناز نایم

اسمم رامونا شد البته ثبت اجازه نداد اسمم توی شناسنامه رامونا باشه به همین خاطر اسمم رهاشد

ولی مامانم اینها رامونا صدام میکنن

الان آخرای هفت ماهگیمه

حالا دیگه واسه خودم خانومی شدم

جدید ترین کاری که یاد گرفتم اینه که بشینم خیلی ام از نشستن راضی ام آخه دیگه راحت میتونم با اسباب بازی هام بازی کنم

خیلی وقت بودکه این وبلاگ تعطیل بود

دوست مهربون مامان که خیلی دوسش دارم به مامانم این پیشنهادو داد که مامانم یعنی من بیامو اپ کنم

دست دوست مهربون مامانم "جادوگر شهر بز" در نکنه که این تنبل خانومو(مامانم)یه سیخونکه درستو حسابی زد

 در ضمن همین جوریم پستونک میخورم

من باید برم دوباره می یام  قول میدم

+ نوشته شده در  86/06/02ساعت 14:35  توسط نی نی رامونا  |